مدیر میانی،
فقط حلقه اتصال مدیران ارشد و مدیران اجرایی نیست.
او باید بتواند تصمیمات کلان را به زبان اجرا ترجمه کند، فشارهای غیرمنطقی را تعدیل کند و اجازه ندهد تعارض میان انتظارات مدیریتی و واقعیتهای اجرایی، به بدنه سازمان آسیب بزند.
مدیر میانی خوب، نه صرفا انتقالدهنده فشار، بلکه ضربهگیر هوشمند سازمان است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: ضربهگیر بودن به معنای تحمل بیپایان فشار یا پنهان کردن مشکلات نیست؛ بلکه به معنای مدیریت درست فشار و انتقال واقعبینانه مسائل در هر دو جهت است.
به نظر شما، سازمانها چقدر به نقش واقعی مدیران میانی توجه میکنند؟

