مسیر رشد فردی 2
تجربه به من می گفت چه کاری جواب می دهد؛ دانش به من آموخت چرا.
قدم سوم برنامه یک ساله من، قدم کوچکی نبود:
ثبت نام و شرکت در دوره DBA دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران.
اما چرا دانشگاه تهران را از میان ده ها مجموعه ارائه دهنده این دوره انتخاب کردم؟
پاسخ برای من به همان اصلی برمی گشت که در قدم پیشین هم به آن اشاره کردم: کیفیت.
پیش از انتخاب، بسیار جستجو و بررسی کردم. کیفیت استادان، محتوای دوره و اعتبار دانشگاه برایم مهم بود. قرار نبود تنها گواهی دیگری به پرونده کاری ام اضافه کنم؛ می خواستم واقعا چیزی بیاموزم.
اما شاید پرسش اصلی این باشد:
پس از بیش از سی سال تجربه کاری و مدیریتی، چه نیازی به تحصیل دوباره داشتم؟
وقتی تصمیم گرفتم مسیر تازه ای برای رشد فردی خودم بسازم، می دانستم این رشد باید واقعی و باکیفیت باشد. تجربه ارزشمند است، اما اگر به دانش علمی پیوند نخورد، گاهی فقط مجموعه ای از آزمون و خطاهای تکرارشونده باقی می ماند.
من می خواستم پشتوانه علمی لازم را به تجربه بیش از سه دهه کار و مدیریت اضافه کنم.
حالا که در هفته های پایانی این دوره هستم، با اطمینان می گویم ادامه تحصیل یکی از بهترین تصمیم هایی بود که در زندگی حرفه ای ام گرفتم.
برای رسیدن پنجشنبه ها و حضور در کلاس روزشماری می کردم. از ساعت های کلاس، گفتگو با استادان و آموختن نکته های تازه واقعا لذت می بردم.
یکی از جذاب ترین بخش های این تجربه، کشف پایه های علمی رفتارهایی بود که سال ها بر اساس تجربه انجام داده بودم. فهمیدم بسیاری از واکنش ها و تصمیم هایم، هرچند ناخودآگاه، از نظر علمی درست بوده اند.
البته بخش دیگری هم وجود داشت:
مواردی که با خودم گفتم اگر آن روزها دانشی را که امروز دارم در اختیار داشتم، شاید می توانستم بهتر تصمیم بگیرم و بهتر عمل کنم.
اما یادگیری قرار نیست گذشته را تغییر دهد؛ قرار است آینده را بهتر بسازد.
قدم سوم برای من فقط بازگشت به کلاس نبود؛ پیوند دادن تجربه دیروز با دانش امروز برای ساختن فردایی بهتر بود.
به نظر شما کدام یک خطرناک تر است: دانش بدون تجربه یا تجربه بدون دانش؟
✍️ حمیدرضا میلانی نیا
خالق مفهوم اثر حباب رضایت
🎯 برای فهم سازمان، باید اول انسان را فهمید.
#روایت_مسیر_من #DBA #دانشگاه_تهران #یادگیری #رشد_فردی