وام خوب یا بدهی بد
چرا بانک گاهی به کسی که بیشترین نیاز را به وام دارد، پاسخ منفی میدهد؟
چون «نیاز بیشتر»، لزوما به معنای «توان بازپرداخت بیشتر» نیست.
این پاسخ شاید در نگاه نخست بی رحمانه به نظر برسد؛ اما منطق اعتباردهی بانک بر پایه میزان نیاز مشتری شکل نمیگیرد. بانک باید ببیند پولی که پرداخت میکند، چگونه و از چه محلی بازخواهد گشت.
سالها فعالیت در نظام بانکی به من آموخت که هنگام بررسی یک درخواست تسهیلات، فقط وثیقه و گردش حساب دیده نمیشود.
سابقه اعتباری، درآمد پایدار، بدهی های موجود، توان پرداخت اقساط، هدف دریافت تسهیلات و حتی شیوه مدیریت منابع مالی مشتری، همگی در تصمیم نهایی اثر دارند.
گاهی مشتری تسهیلات میخواهد تا قسط وام دیگری را بپردازد یا پول را صرف هزینه ای کند که هیچ درآمد تازه ای ایجاد نمیکند.
در چنین شرایطی، یک پرسش جدی برای تصمیم گیرنده اعتباری شکل میگیرد:
این وام قرار است مشکل مشتری را حل کند یا فقط زمان آشکار شدن مشکل را عقب بیندازد؟
ممکن است مشتری پیش از دریافت تسهیلات با کمبود نقدینگی روبرو باشد و پس از دریافت آن، همچنان همان مشکل را داشته باشد؛ با این تفاوت که اکنون یک بدهی و قسط تازه نیز به آن افزوده شده است.
بانک موسسه خیریه نیست. منابع را با هدف کسب بازده و بازگشت اصل پول تخصیص میدهد. اگر احتمال تبدیل شدن تسهیلات به مطالبات غیرجاری بالا باشد، طبیعی است که ترجیح دهد از ابتدا وارد آن معامله نشود.
البته این منطق، مجوز بی توجهی به مشتری یا رد سلیقه ای درخواستها نیست.
بانک باید میان دو خطای پرهزینه تعادل برقرار کند:
وام دادن به کسی که توان بازپرداخت ندارد؛
و وام ندادن به کسی که شایسته دریافت اعتبار است.
هنر بانکداری نه در زیاد وام دادن است و نه در زیاد رد کردن؛
هنر بانکداری، تشخیص «وام خوب» از «بدهی بد» است.
به نظر شما بانکهای ما بیشتر گرفتار کدام خطا هستند؟
وام دادن به افراد نامناسب، یا وام ندادن به افراد شایسته؟
✍️ حمیدرضا میلانی نیا
خالق مفهوم اثر حباب رضایت
🎯 برای فهم سازمان، باید اول انسان را فهمید.
#بانکداری #تسهیلات_بانکی #اعتبارسنجی #مدیریت_مالی #اقتصاد